| تغییراقلیم صرفاً یک مسئله زیستمحیطی یا فنی نیست، بلکه بحرانی چندبعدی است که مستقیماً با الگوهای توسعه اجتماعی، نابرابری و عدالت درهمتنیده است. ادبیات عدالت اقلیمی در دو دهه اخیر بهطور فزایندهای گسترش یافته و عمدتاً بر مفاهیمی چون مسئولیت تاریخی، نابرابری شمال– جنوب و انصاف بیننسلی تمرکز داشته است (Schlosberg, 2007; Newell et al., 2021). در این چارچوب، عدالت اقلیمی اغلب بهعنوان یک مطالبه اخلاقی و هنجاری صورتبندی میشود که هدف آن شناسایی نابرابریهای تولید و توزیع ریسک اقلیمی است. با این حال، پژوهشهای انتقادی در حوزه توسعه نشان دادهاند که تمرکز صرف بر شناسایی نابرابریها، بدون ترجمه آن به سازوکارهای توزیعی و نهادی، به نوعی «عدالت گفتمانی» منجر میشود که تأثیر محدودی بر سیاستگذاری عملی دارد (Newell et al., 2021; Sovacool et al., 2023). این ادبیات نشان میدهد که عدالت اقلیمی اغلب در سطح اصول باقی میماند، در حالی که ابزارهای اجرایی آن در سیاستهای سازگاری و تأمین مالی اقلیم ضعیف یا غیرالزامآور هستند. گزارش سازگاری 2024 نشان میدهد که در حالیکه پیامدهای اقلیمی با شدت و فراوانی بیشتری بروز مییابند، ظرفیت جوامع برای سازگاری با این پیامدها بهطور نابرابر توزیع شده است. این نابرابری بویژه ابعاد جنسیتی آن، توسعه اجتماعی را به یکی از محورهای اصلی بحث سازگاری با تغییر اقلیم تبدیل میکند. گزارش شکاف سازگاری 2024 نشان میدهد که بخش بزرگی از کشورها به ابزارهای رسمی برنامهریزی سازگاری (مانند برنامهها و استراتژیهای ملی) دست یافتهاند. با این حال، وجود این اسناد الزاماً به معنای تحقق سازگاری عادلانه و مؤثر نیست. با وجود آنکه عدالت اقلیمی به یکی از مفاهیم محوری در گفتمان جهانی تغییر اقلیم تبدیل شده است، شواهد علمی و سیاستی نشان میدهد که این مفهوم عمدتاً در سطحی اخلاقی و هنجاری باقی مانده و بهندرت به سازوکارهای اجرایی الزامآور در سیاستهای اقلیمی ترجمه شده است (IPCC, 2023; UNEP, 2023). این شکاف میان گفتمان و اجرا، پیامدهای اجتماعی عمیقی دارد که بهطور نامتناسب بر زنان و کودکان، بهویژه در کشورهای کمدرآمد و جنوب جهانی، تحمیل میشود. پر رنگ ترین شکاف نظری این است که عدالت اقلیمی بیشتر «گفته میشود» تا «اجرا شود». سازگاری اقلیمی در یک چرخش تکنوکراتیک در توسعه بهعنوان یکی از محورهای اصلی حکمرانی اقلیم، بهطور فزایندهای در چارچوبهای مدیریت ریسک، تابآوری و ظرفیتسازی صورتبندی شده است (IPCC, 2023). این رویکردها، اگرچه از نظر فنی اهمیت دارند، اما بهگفته پژوهشگران توسعه، اغلب سازگاری را از زمینههای اجتماعی، سیاسی و قدرت جدا میکنند (Eriksen et al., 2021). ادبیات انتقادی توسعه نشان میدهد که سازگاری تکنوکراتیک میتواند به شکلگیری آنچه «سازگاری بدون عدالت» نامیده میشود منجر شود؛ |