تغییر اقلیم و توسعه اجتماعی : دو جهان در دو مسیر سازگاری با اقلیم
کد مقاله : 1421-NERS
نویسندگان
مهتا بذرافکن *
دکتری جامعه شناسی تغییرات اجتماعی، پژوهشگر تغییر اقلیم و مسائل زنان و کودکان
چکیده مقاله
تغییرات اقلیمی صرفاً یک بحران زیست‌محیطی نیست، بلکه پدیده‌ای عمیقاً اجتماعی است که مسیرهای توسعه اجتماعی را در جهان به‌طور نابرابر شکل داده است. این مقاله با تکیه بر ادبیات نظری تغییر اقلیم و عدالت اقلیمی، نشان می‌دهد چگونه بدهی اقلیمی و مصرف نابرابر «سرمایه زیست‌محیطی مشترک سیاره» از سوی کشورهای شمال جهانی، نه‌تنها بحران اقلیم را تشدید کرده، بلکه ظرفیت توسعه اجتماعی کشورهای جنوب جهانی را به‌طور ساختاری محدود ساخته است. در این چارچوب، سازگاری اقلیمی در بسیاری از جوامع آسیب‌پذیر، به‌جای آنکه به کاهش آسیب‌پذیری و تحول اجتماعی منجر شود، به شکل «سازگاری اجتماعیِ معلق» بروز یافته است؛ وضعیتی که در آن بقا جایگزین عدالت و انطباق جایگزین توسعه می‌شود. تحلیل تصمیمات اخیر سیاست اقلیم جهانی، به‌ویژه نتایج COP30، نشان می‌دهد که اگرچه گفتمان عدالت اقلیمی، سازگاری و گذار عادلانه تقویت شده است، اما فقدان تعهدات الزام‌آور مالی، ابهام در شاخص‌های اجتماعی و ناکامی در مهار سوخت‌های فسیلی، عملاً به بازتولید نابرابری‌های ساختاری منجر شده است. این مقاله با پرهیز از «دام تفسیر تقصیر–توسعه»، بر هم‌زمانی مسئولیت‌های تاریخی جهانی و ضعف‌های نهادی و حکمرانی داخلی تأکید می‌کند و مفهوم «مسئولیت مشترک توسعه» را به‌عنوان چارچوب تحلیلی بدیل پیشنهاد می‌دهد. یافته‌ها نشان می‌دهد ادغام واقعی توسعه اجتماعی و سازگاری اقلیمی مستلزم اصلاحات نهادی، نوآوری اجتماعی، مشارکت معنادار جوامع محلی و بازتوزیع قدرت و منابع است. تنها از این مسیر می‌توان سازگاری اقلیمی را از مدیریت بقا به مسیری برای توسعه اجتماعی عادلانه و تاب‌آور تبدیل کرد.
کلیدواژه ها
کلیدواژه‌ها : تغییرات اقلیمی؛ توسعه اجتماعی؛ عدالت اقلیمی؛ بدهی اقلیمی؛ سازگاری اجتماعیِ معلق؛ مسئولیت مشترک توسعه
وضعیت: پذیرفته شده