از واقعیت تا بازنمایی: تحلیل نوروسایکولوژی اثر رسانه ها بر استحاله ادراکی شهروندان
کد مقاله : 1366-NERS
نویسندگان
داود نوده ئی *، محمدجواد حسین پور فرد
دانشگاه علوم پزشکی بقیه الله
چکیده مقاله
پژوهش‌های پیشین به وضوح نشان می‌دهند که رسانه‌های دیجیتال تنها محتوای ذهن ما را عوض نمی‌کنند، بلکه در سطح عمیق‌تری، ساختار و عملکرد مغز را نیز دستخوش تغییر می‌سازند. این مقاله با ارائه یک مدل یکپارچه روان‌عصب‌شناختی، به واکاوی فرآیندی می‌پردازد که آن را" استحاله ادراکی"می‌نامیم. مدل ما استدلال می‌کند که این دگرگونی، حاصل تعامل دو جریان اصلی است: نخست، تغییرات تدریجی و نوروپلاستیک ناشی از مواجهه نظام‌مند و مکرر با رسانه، و دوم، القای حالت‌های گذرای شبه‌هیپنوتیک که دریچه‌ای به سوی ناخودآگاه می‌گشایند و زمینه را برای تأثیرپذیری عمیق‌تر فراهم می‌کنند.
بر اساس یک مرور نظام‌مند از مقالات سال‌های ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۳، ما نشان می‌دهیم که رسانه‌های جذاب با ایجاد سه حالت پی در پی یعنی تمرکز و جذب شدن (Concentration/Absorption)، تفکیک (Dissociation) و تلقین‌پذیری (Suggestibility) فعالیت شبکه‌های مغزی کلیدی از جمله شبکه حالت پیش‌فرض (DMN)، شبکه توجه اجرایی (EAN) و شبکه برجستگی (SN) را به شکلی تعدیل می‌کنند که بازبینی انتقادی تضعیف می‌شود و پذیرش پیام‌های سابلیمینال و نمادین، به مراتب آسان‌تر می‌گردد. مدل یکپارچه ما آشکار می‌کند که تأثیر رسانه پدیده‌ای چندلایه است؛ تأثیری که از تغییرات آنی در سطح هوشیاری آغاز می‌شود و تا بازسازی بلندمدت چهارچوب‌های عصبی-شناختی ما ادامه می‌یابد.
در نتیجه، به نظر می‌رسد ما بیش از هر زمان دیگری به توسعه "سواد رسانه‌ای عصبی-هیپنوتیک" و تدوین چارچوب‌های اخلاقی برای "طراحی عصبی- ادراکی" نیاز داریم تا بتوانیم تاب‌آوری شناختی شهروندان را در این عصر دیجیتال تقویت کنیم.
کلیدواژه ها
استحاله ادراکی ، رسانه ، عملکرد مغز، ناخودآگاه، تاب آوری شناختی
وضعیت: پذیرفته شده