انسان در عصر بحران اقلیمی و چالش های نو ظهور
کد مقاله : 1282-NERS
نویسندگان
علی رحیمی *
کارمند دانشگاه علوم پزشکی زنجان
چکیده مقاله
تغییر اقلیم به‌عنوان مهم‌ترین چالش قرن بیست‌ویکم، صرفاً یک مسئله زیست‌محیطی نیست، بلکه پدیده‌ای چندبعدی است که سیاست، اقتصاد، سلامت روان، جمعیت، اخلاق و مناسبات قدرت جهانی را به‌طور هم‌زمان تحت تأثیر قرار می‌دهد. این مقاله با رویکردی تحلیلی– مروری و با اتکا بر مطالعات بین‌المللی، پیامدهای گسترده تغییر اقلیم بر زندگی انسان معاصر را بررسی کرده و نشان می‌دهد که بشر در مرکز بحرانی قرار دارد که خود عامل اصلی شکل‌گیری آن بوده است. برخلاف تصور رایج که تغییر اقلیم را تهدیدی مربوط به آینده می‌داند، شواهد علمی حاکی از آن است که جهان هم‌اکنون وارد مرحله «شداید اقلیمی مختل‌کننده» شده و پدیده‌هایی نظیر کمبود آب، موج‌های گرما، انقراض گونه‌ها، مهاجرت‌های اجباری، آشوب‌های اجتماعی و همه‌گیری‌ها به‌طور ملموس در حال وقوع‌اند. تغییر اقلیم با دگرگونی جغرافیای طبیعی، جغرافیای سیاسی را نیز متحول کرده و معادلات قدرت، امنیت و جنگ را بازتعریف می‌کند. در تاریخ کلان، تمدن‌ها همواره وابسته به شرایط اقلیمی بوده‌اند و با تهدید زیست‌پذیری سرزمین‌ها، احتمال بی‌ثباتی سیاسی و درگیری‌های ژئوپلیتیک افزایش یافته است. هم‌زمان، بشر وارد مرحله انقراض ششم شده است؛ انقراضی که برخلاف موارد پیشین، منشأ آن فعالیت‌های انسانی است و کاهش تنوع زیستی، سلامت انسان را به‌طور مستقیم تهدید می‌کند. از منظر اقتصادی، تغییر اقلیم پایان ایده رشد نامحدود و الگوی سرمایه‌داری نئولیبرال را رقم زده و اقتصاد جهانی را به سمت الگوهای بومی و محافظه‌کار سوق می‌دهد. فناوری نیز، برخلاف خوش‌بینی رایج، راه‌حل نهایی بحران نیست و اغلب در خدمت منافع قدرت و سرمایه به‌کار می‌رود. در بعد روان‌شناختی، اضطراب اقلیمی به‌عنوان واکنشی طبیعی و وجودی، به‌ویژه در میان نسل‌های جوان، رو به گسترش است. در نهایت، مقاله با تمرکز بر فلات ایران، ضمن اشاره به آسیب‌پذیری‌ها و ظرفیت‌های تاریخی تاب‌آوری، بر ضرورت پیش‌آگاهی، واقع‌بینی و بازتعریف سیاست‌گذاری و سبک زندگی در مواجهه با بحران اقلیمی تأکید می‌کند
کلیدواژه ها
تغییر اقلیم، اکوفاشیسم، اضطراب اقلیمی, آگاهی اقلیمی، انقراض ششم، شداید اقلیمی
وضعیت: پذیرفته شده